نقشههايش از نو كشف و نقشهها را براساس متن ترسيم كرده است. اگر اين درست باشد، سه تا قديمترين نسخههاي نقشههاي بطليموس را ميتوان از او دانست.1 سپس ميتوان به نيكهفوروس گريگوراس پرداخت كه بهويژه به جغرافياي رياضي علاقه داشت و گفته ميشود شرحي بر
جغرافياي بطليموس نوشت. كارهاي مشابهي توسط گريگوريوس خريسوكوكسس در دارالعلم طرابوزان انجام گرفت و او جدولهايي از عرض و طول شهرهاي مهم ترتيب داد.
گريگوريوس به جغرافياي قديم هم علاقه داشت و رسالهاي در بارهٴ نام شهرهاي باستاني نوشت.
نوع ديگري از اشتغال ذهني در رسالهٴ ناشناسي ديده ميشود كه آرمان دولات آن را چاپ و منتشر كرده و من در اين فصل بدان اشاره كردهام.2 اين رساله دربارهٴ پيدايش و محل زمين در گيتي، شكل زمين و علت ثابت بودن آن و اندازهاش (مقدار اراتوستنس ذكر شده) است. دومين بخش رساله به جغرافياي طبيعيمربوط است و دوازده كوه، چهار دريا، اقيانوس، بهشت (در شرق)، اقليمها، زمينلرزه و علت پيدايش آن، چشمههاي آب گرم و سرانجام چهار عنصر را به اختصار شرح ميدهد. اينها همه بسيار مختصر است، بيش از حد مختصر و متأسفانه نميتوان تاريخ آن را معين كرد؛ ممكن است مربوط به خيلي پيش از سدهٴ چهاردهم باشد و شايد اندكي پس از آن (هشت نسخهٴ خطي آن از سدهٴ چهاردهم است). موٴلف ناشناس آن انديشهٴ ينگه دنيا را از لحاظ طبيعي و ديني رد ميكند؛ هرچند ميگويد ممكن است در قارههاي غيرمسكون ديگر تنها پرندگان يا خزندگان وجود داشته باشند. او دربارهٴ چشمههاي آب گرم يك نظريهٴ ((فيزيولوژيكي)) ارائه ميدهد كه آن را از ارسطو ميداند، ولي در آثار ارسطو نميتوان آن را يافت.
توضيح او دربارهٴ زمينلرزه بسيار همسان با كائنات جو ارسطو است و همهٴ نويسندگان بيزانسي با اندك تغييري آنرا رونويسي كردهاند؛ زمينلرزه به تشنج موضعي يا خلجان بدن آدمي تشبيه شده است.3 او بر آن است كه زمينلرزه علل طبيعي دارد، البته بهجز زلزلهاي كه در زمان جان دادن مسيح بر صليب روي داد.
هم چنان كه گريگوريوس خريسوكوكسس بيشتر به جغرافياي رياضي علاقهمند بود، عضو ديگر گروه برجستهٴ طرابوزان، يعني آندرياس ليبادنوس، وقايعنگار كليساي جامع، راهنامهاي ادبي دربارهٴ راههاي قسطنطنيه به مصر و فلسطين و بازگشت به قسطنطنيه و طرابوزان نوشت.
اينگونه تمرين راهنامهنويسي در ميان انسانگرايان محبوبيت يافت و ما دنبالهٴ آنرا تا سدهٴ